نگاهی به بازار تولید و عرضه پوشاک در کشور

شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۹

صنعت پوشاک پوشاک کد A195380

تولیدات داخلی در محاصره مارک های تقلبی

بزرگترها به ما یاد داده بودند که شخصیت افراد هرگز به لباس و تن پوشی که دارند نیست، بلکه متانت، ادب، وقار، دانایی، علم و بصیرت از مهمترین معیارهای یک انسان شایسته است، از همین رو این شعر شاعر که می گوید: «تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» را همیشه نصب العین قرار می دهیم، اما متأسفانه آنچه که در دنیای پرزرق و برق امروزی ملاک تشخص برخی ها قرار گرفته نوع پوشش و لباسهای فشن با مارکهای خارجی است، به طوریکه اگر فردی باشید که بتوانید رنگ کیف و کفشتان را با بند ساعت و مچ بند چرمی دستتان ست کنید و مارک تی شرت و شلوار جینتان خارجی باشد و در نگاه اول به چشم آید و شال و کلاه و روسریتان هم بافت فلان کارخانه معروف ایتالیا باشد، آن وقت است که در جمع دوست و رفقا آدم با پرستیژی به نظر می آیید و همه تو را فرد باکلاسی می دانند یا اگر همیشه در زنگ ورزش، لباسهای ورزشی با مارکهای خارجی ولو بی کیفیت بپوشید، معلوم می شود که شما آدم مد روزی هستید و هزار به به و چه چه پشت سرتان می گویند، البته با کمی تأمل باید گفت همین عده غافلند از اینکه رمز پیروزی در درس، موفقیت در زندگی و کسب موقعیتهای اجتماعی و شغلی در درستی کردار و گفتار و صداقت و سادگی است نه مارکهای خارجی روی لباسها و کفش های کتانی!

برخی از مردم که عقلشان به چشمشان است، همیشه مقلدانی کورکورانه محسوب می شوند که بدون توجه به کیفیت اجناس مورد نظر به مارک توجه داشته و دوست دارند همه از آنها تعریف و تمجید کنند که مثلا به به فلانی چقدر آدم شیک پوشی است چون همیشه پوشاک مارک دار خارجی می پوشد، حال این پوشاک به ظاهر خارجی معلوم نیست در کدام کارگاه زیرزمینی در کشور تهیه شده و یک مارک تقلبی هم یدک می کشد، یا چه نوع کیفیتی دارد، اصلا برای این عده مهم نیست، از نظر آنها لباس فقط باید مارک داشته و خارجی باشد، حال فرقی نمی کند چینی باشد یا ترک، تولید داخل باشد یا فرانسه، آنچه به چشم می آید مارک است و در نگاه این گونه افراد، متأسفانه کیفیت هیچ جایگاهی ندارد.

تبلیغات حرف اول را می زند

به اعتقاد کارشناسان صنایع نساجی روزگاری صنعت پوشاک ایران آنچنان رشد و اعتماد به نفسی داشت که حتی لباسهای پلیس انگلستان را هم صنایع پوشاک ایران فراهم می کردند، اما اکنون بسیاری از تولیدات داخلی با برچسبهای تقلبی عرضه و به فروش می رسد، هر چند این مسئله درباره تمام تولیدات داخلی صدق نمی کند. آن دسته از کارخانه هایی که محصولات باکیفیت عرضه می کنند، هیچ ترسی از عرضه محصولاتشان با نام ایرانی ندارند چرا که می دانند مردم همواره جنس خوب را از بد تشخیص می دهند و افتخار می کنند که جنسی با کیفیت ایرانی خریداری کنند، اما در حال حاضر تبلیغات در تمام عرصه ها و بخصوص پوشاک حرف اول را می زند. همچنین این کارشناسان معتقدند تبلیغات اجناس خارجی نسبت به اجناس ایرانی آنچنان قوی است که این خود یکی از عواملی است که برخی تولیدکنندگان داخل کشور حتی اجناس با کیفیت خود را با مارکهای خارجی عرضه کرده یا به دلیل تنوع زیاد طرحهای آنها، از مدلهای پوشاک خارجی الگوبرداری می کنند، حال اینکه چه مسائلی باعث شده صنعت پوشاک در کشور با این مشکلات مواجه شود موضوعی است که در دو شماره گزارش پیش رو مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

پوشاک ایرانی با برچسب فرنگی!

انبوه کالاهای بدون کیفیت با مارکها و رنگهای مختلف خارجی در بازار جلب نظر می کند. این اجناس، اغلب ساخت چین و کشورهای آسیایی هستند که مارک خارجی آشنایی را روی آنها می چسبانند و با بسته بندی های متنوع به نام اجناس اصلی و باکیفیت ولی ارزان تر از کالاهای اصلی می فروشند. اجناسی که به نام جنس اصلی و با رنگها و طرحهای به ظاهر زیبا عرضه می شوند. اما هرگز کیفیت مورد نظر را ندارند؛ در حال حاضر مشکلات بسیاری در این زمینه خانواده ها را تهدید کرده و تولید و توزیع داخلی را نیز مورد هجوم قرار داده است.

مردم از یک سو به جای بهبود تولید و کیفیت و حمایت از صنایع داخلی، عملا شاهد مصرف زیاد و ورود بی رویه پوشاک بی کیفیت تایلندی و چینی هستند و از سوی دیگر اجناس داخلی را می خرند که برچسب فرنگی دارد، اجناسی که نظر بسیاری ازمشتریان بخصوص جوانان را به خود جلب کرده و تقریبا ویترین تمام مغازه ها را در قبضه خود گرفته است.

خانم ف ریاحی، خانه دار و ۳۰ ساله به همراه دختر کوچولوی ۴ ساله اش برای خرید لباس به پاساژ پوشاک بچه گانه در چهارراه امیراکرم آمده است. از او که شلوارهای قرمز و صورتی گلدوزی شده را روی پیشخوان مغازه انداز و برانداز می کند، می خواهم چند لحظه وقتش را در اختیارم بگذارد و نظرش را در مورد کیفیت لباسهای بچه گانه مطرح کند. با رویی گشاده اما خیلی رک و صریح می گوید: «معمولا برای فرزندم لباسهای مد روز می خرم، چون دوست دارم او از الان به شیک پوشی عادت کند.»

دستی بر موهای لخت و نرم دختر کوچولوی اش می کشم و از مادرش سؤال می کنم: «ملاک شما برای انتخاب یک لباس مناسب برای دلبندتان چیست؟ و او که همچنان بین انتخاب دو شلوار جین قرمز و صورتی که جنس نسبتا خوبی هم ندارد، مردد مانده است، اینطور می گوید: «در درجه اول مارک لباس برایم مهم است که حتما مرغوب ایرانی یا خارجی باشد و در مرحله بعد به دوخت و جنس و رنگ هم توجه دارم.»

از مغازه بیرون می آیم و آقای دیگری که چند مغازه پایین تر مشغول خرید شال و کلاه است، سوژه گزارشم می شود. او که خود را آقای درویش و کارمند دادگستری معرفی می کند از منظر دیگری به موضوع گزارش می پردازد و می گوید: «تنها ملاکم برای انتخاب یک پوشاک مناسب جنس و کیفیت آن است، فرقی نمی کند ایرانی باشد یا خارجی، هر کدام که جنس و دوخت بهتر و تمیزتری داشته باشد، همان را انتخاب می کنم».

آقای درویش در ادامه می گوید: «اما در شرایط مساوی ترجیح می دهم جنس ایرانی و پوشاک تولید داخل کشورم را خریداری کنم.»

خانم وحیدی هم که مشغول انتخاب لباس برای دختر نوجوانش است در تأیید صحبتهای آقای درویش می گوید: «جنس ایرانی درجه ۲ و ۳ به جنس درجه یک خارجی و مخصوصا چینی شرف دارد، وقتی ما تولیدکنندگان خوبی در صنعت پوشاک داریم چه ضرورتی وجود دارد که جنس خارجی بخریم.»

وی در ادامه اضافه می کند: «دخترم خیلی دوست دارد که لباسهای مارک دار خارجی بپوشد، اما همیشه او را قانع می کنم که پوشاک تولید داخل با کیفیت تر و با درآمد ما هم متناسب تر است.»

این خانم که ظاهراً تجربه زیادی در خرید و شناسایی مارکهای خارجی دارد در ادامه می گوید: «اگر جنس خارجی با مارک اصلی باشد قیمت آن با درآمد ما جور درنمی آید و این لباسهایی که قیمت ارزانی دارند و مثلا مارکهای شناخته شده را هم یدک می کشند همه دوخت چین و تایلند و بعضاً داخل کشورمان است. مثلا شلوار جین با مارک دیزل اصل ۲۰۰ هزار تومان و پالتوی زار ۴۰۰ هزار تومان است، حال آنکه همین شلوار و پالتو در برخی از فروشگاهها با قیمتهایی بین ۵۰ تا ۷۰هزار تومان به فروش می رسد و اگر کسی جنس شناس باشد می فهمد که آنها اصل نیستند، ولی برای عده ای هم اصلا مهم نیست که جنس اصل باشد یا تقلبی، فقط مارک داشته باشد، کافی است.»

این باران با این Baran چه فرقی دارد؟!

به همراه سیدحسین هاشمی عکاس روزنامه وارد یکی دیگر از مغازه های بزرگ پوشاک در همان حوالی می شویم. صاحب مغازه آقای مهدی بهبود در سخنانی با اشاره به اینکه ۸۰ تا ۹۰ درصد برچسبهای روی لباسها تقلبی است و همگی تولیدات داخلی می باشد، با دست اشاره ای به قفسه لباسها و کاورهای پیراهن دخترانه می کند و می گوید: «تمام این لباسها دوخت ایران است اما مارک همه آنها خارجی است. مردم الان دنبال هر چیز قشنگ می گردند حتی مارک اگر لاتین نوشته شده باشد، برایشان جذاب تر است.»

او که سابقه ۱۲ سال فروشندگی در بخش پوشاک بچه گانه را دارد در ادامه می گوید: «تجملات و چشم و هم چشمی باعث شده برخی از مردم حتی روی مارک لباس هم فخرفروشی کنند. به عنوان نمونه به مارک این بلوز توجه کنید «باران» را به لاتین نوشته Baran و یا Goldn Fish ماهی طلایی یا به برچسب این شلوار نگاه کنید نوشته «پوما» در حالیکه این مارک اصل نیست و تقلبی در کارگاههای زیرزمینی تولید و در سطح بازار توزیع می شود و با قیمت پایین تری نسبت به قیمت اصل در اختیار مشتریانی که مارک لباس خیلی برایشان مهم است، قرار می گیرد.»

کاهش ۸۰درصدی تولید پوشاک داخلی

«۸۰درصد تولیدات پوشاک در ایران از بین رفته و همه به سوی واردات اجناس و لباسها مخصوصاً پوشاک چینی روی آورده اند.»

اصغر دارفرین که ۳۰سال در زمینه تولید پوشاک دخترانه و پسرانه از یک سال تا ۱۵ سال فعالیت می کند در گفت وگو با گزارشگر کیهان با بیان مطلب فوق و با تأکید بر کم شدن تولید در صنعت نساجی به تنوع پایین پوشاک داخلی اشاره می کند و می گوید: «مردم بیشتر دنبال مد و مارک هستند، در حال حاضر پوشاک داخلی آن تنوع لازم را ندارد به همین دلیل اغلب ترجیح می دهند لباسهایی با برچسب خارجی و با طرحها و رنگهای بیشتر انتخاب کنند هرچند که در این بین کیفیت لباسهای داخلی خیلی بهتر از برخی پوشاک خارجی با مارکهای تقلبی است، اما اکثراً به تنوع بها می دهند.»

وقتی از وی در مورد دلیل کم شدن تولید پوشاک در کشور سؤال می کنم، با دلی پر خون و گله مندانه می گوید: «نیاز به حمایت بیشتر دولت در امر تولید داریم. وقتی این همه اجناس چینی بدون هیچ مشکل گمرکی وارد کشور می شود، وقتی نظارتها کم رنگ باشد، طبیعی است که قدرت ما در امر تولید پایین می آید.»

این کارشناس اتحادیه صنف خیاطی و پوشاک اضافه می کند: «چندین کارگاه تولیدی ام با هزاران کارگر تعطیل شده و د رحال حاضر تعدادی از آنها در مغازه های مرغ فروشی به پاک کردن شکم مرغها مشغولند، زمانی تولیدی «آرابا» و «آسیران» که پوشاک بچه گانه و زنانه وارد بازار کشور می کرد تحت نظارت و کنترلم بود و تولیدات ما حرف اول را می زد، اما الان به جایی رسیده ام که اصلا برایم مقرون به صرفه نیست به تولید پوشاک بپردازم و مجبورم من هم جزو واردکنندگان پوشاک باشم.»

وقتی نظر وی را در مورد مارکهای تقلبی خارجی بر روی پوشاک تولید داخل سؤال می کنم و اینکه اگر این کار غیرقانونی و خلاف است، چرا عملا شاهد آن هستیم، می گوید: «تولیدکنندگان داخلی چاره ای جز این ندارد، اگر این کار را نکنند و مارکهای تقلبی را روی لباسهای خود نزنند، مردم خرید نمی کنند، ضمن اینکه اگر نظارت مسئولان اتحادیه های پوشاک و اصناف بازرگانان بیشتر باشد و حمایت جدی تر از تولیدکنندگان صورت گیرد و همچنین اکثر مواد اولیه ارزان در اختیار کارگاههای تولیدی قرار گیرد مطمئن باشید مردم جنس با کیفیت ایرانی را به جنس مارک دار تقلبی و جنس بی کیفیت چینی ترجیح می دهند.»

آقای دارفرین می گوید: «مارکهای تقلبی بسیاری در تولیدهای داخلی وجود دارد که اکثراً از کشور ترکیه وارد می شود یا بعضاً در کارگاههای زیر پله ای تولید می شود که این کار کاملا غیرقانونی است و مثل قانون کپی رایت است، اما آنچه مسلم است این اتفاق در جریان است.»

جولان پوشاک چینی در بازار

به دلیل عدم نظارت بر فروش پوشاک خارجی در بازار داخل، پوشاک چینی در رده های متفاوتی وارد می شود و با قیمتهای مختلف به فروش می رسد.

حسین حاجی قربانی، یکی از فروشندگان پوشاک خارجی نیز در گفت وگو با گزارشگر کیهان می گوید: «متقاضیان خرید و استفاده از پوشاک چینی در کشور به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول افرادی هستند که به مارک و کیفیت لباس بیش از بهای آن اهمیت می دهند و دسته دوم افرادی هستند که پایین بودن قیمت برایشان از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است.»

حاجی قربانی که یکی از اعضای اتحادیه خیاطان و پوشاک هم هست تصریح می کند: «اگرچه قیمت پوشاک مارک دار اصل دو تا پنج برابر بهای انواع عادی است، اما این نوع پوشاک مشتریان خاص خود را دارد و از بازار نسبتاً پررونقی نیز برخوردار است.»

وی با اشاره به اینکه سهم پوشاک مارک دار اصل در مقایسه با پوشاک دیگر، به یک دهم بازار هم نمی رسد، اضافه می کند: «در مقابل طیف وسیعی از بازارهای داخلی در اختیار پوشاک بی نام و نشان است که غالباً چینی بوده و به اسم پوشاک ترک به فروش می رسد.»

آقای حاجی قربانی اضافه می کند: «وجود تقلب گسترده، افزایش پله ای قیمت ها و قیمت گذاری سلیقه ای پوشاک توسط برخی از فروشندگان موجب بی اعتمادی مردم و آشفتگی و نابسامانی این بازار شده است.»

این فعال بازار پوشاک با اشاره به فعالیت گسترده تولیدکنندگان زیرپله ای اضافه می کند: «این افراد مارک و برندهای معروف به فروش می رسانند. باید توجه داشت که اگرچه قیمت پوشاک مارک دار در مقایسه با انواع دیگر بسیار بالاتر است، اما کیفیت مطلوب، دوخت خوب و مناسب و تنوع و رنگهای زیبای این نوع پوشاک دلیل قابل قبولی برای خرید آنهاست.»

وی اضافه می کند: «همچنین خرید پوشاک مارک دار از نمایندگی و فروشگاه های معتبر این اطمینان را به خریدار می دهد، پوشاکی که خریداری می کند جنس اصل بوده و تقلبی نیست. هم اکنون در بسیاری از فروشگاه های پوشاک، لباس هایی به نام برندهای معروف عرضه می شود که اصل نیست و از روی قیمت پایین می توان به تقلبی بودن آن پی برد. به عنوان مثال لباس ورزشی آدیداس اصل با قیمتی بیش از ۱۲۰ هزار تومان به فروش می رسد در حالیکه نوع تقلبی آن قیمتی بین ۲۰ تا ۳۵ هزار تومان دارد.»

تولید پوشاک در حال حاضر به صورت یک موضوع قابل تامل درآمده است چون تولیدی های زیادی تقریباً رو به تعطیلی است و ۸۰ تا ۹۰ درصد آنها جزو واردکنندگان پوشاک قرار گرفته اند.

حسن رادمرد، رئیس مرکز امور اصناف و بازرگانان ایران در گفت وگو با گزارشگر کیهان با تاکید بر اینکه پوشاک ایران زمانی قابل رقابت با پوشاک مرغوب و خیلی خوب کشورهایی مثل ایتالیا و فرانسه بود و صادرات پوشاک داشتیم، به مشکلات پیش روی تولیدکنندگان داخلی اشاره می کند و می گوید: «گران شدن مواد اولیه و هزینه های جانبی مثل بیمه های گران و واردات پوشاک خارجی از مهمترین مشکلاتی است که این بخش از صنعت با آن دست به گریبان شده ضمن اینکه باید برچسبهای تقلبی بر روی پوشاک داخلی را هم به موارد فوق اضافه نمود.»

وقتی از وی سؤال می کنم اتحادیه برای برخورد با این تخلفات چه اقداماتی انجام داده است می گوید: «خوشبختانه از چند ماه قبل مارکهای معروف خارجی را شناسایی کرده ایم مقرر شده که اگر چنانچه تولیدی بخواهد از برندهای معروف بر روی پوشاک خود استفاده کند، حتماً باید تحت لیسانس آن کشور باشد و به عنوان نمایندگی و با در دست داشتن گواهینامه شروع به فعالیت کند و مزیت این کار هم جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده از علامتهای تجاری و بالا رفتن کیفیت جنس است.»

کالاهای مصرفی مارک دار از دیرباز در بازار رخنه کرده و همواره هشدار کارشناسان و تحلیل گران اقتصادی را به عنوان زنگ خطری برای صنایع داخلی و سلامت اقتصادی به خود معطوف کرده است. اما در سالهای اخیر به جای ورود کالاهای اروپایی، کالاهای کشورهایی نظیر پاکستان، تایلند و بخصوص چین سبب لطمه بیشتری به صنایع داخلی شده و قاچاق این کالاها رونق گرفته است بطوریکه واردات انبوه پوشاک، کیف و کفش، لوازم بهداشتی و... با قیمتهایی پایین تر از قیمتهای داخلی نظر بسیاری از مشتریان بخصوص جوانان را به خود جلب کرده است.

پول اکثر خریداران ایرانی صرف خرید اجناسی می شود که برخی از آنها بدلیل کیفیت نازل در کشور خود غیرقابل مصرف اعلام شده اند، ولو آنکه بسیاری از تولیدات داخلی با کیفیتی به مراتب بهتر از تولیدات کشورهایی نظیر چین است.

کارشناسان و فعالان بازار پوشاک معتقدند تبلیغات گسترده استفاده از پوشاک مارک دار طی سالهای اخیر، ذائقه مردم را برای خرید لوازم و اجناس با برچسبها و برندهای معروف تحریک کرده و این اشتها در بخش پوشاک نیز بیشتر بوده و ولع زیادی را بین مصرف کنندگان ایجاد کرده است طوریکه آنها هم برای رفع این عطش و تشنگی کاذب ترجیح می دهند لباسهایی را بر تن کنند که صرفا برچسبی داشته باشد حال فرقی نمی کند این لباس دوخت داخل باشد یا خارج، آنها فقط درصدد رفع این نیازهای کاملا غیرضروری هستند. اما از طرف دیگر تولیدکنندگان داخلی وقتی شاهد این نیاز سیری ناپذیر از سوی برخی از مردم هستند به جای تولید با کیفیت و ارزان پوشاک داخلی و عرضه زیاد آن دست به کاری راحت تر و مقرون به صرفه تر می زنند، واردات پوشاک چینی و ارزان یا دوخت و چاپ برچسبها و برندهای تقلبی معروف خارجی بر روی پوشاک تولید داخل. طبیعی است اگر این چرخه به همین منوال ادامه یابد نه تنها روز به روز شاهد تعطیلی کارخانه های تولید پوشاک داخلی خواهیم بود، بلکه بازار پوشاک در قرق اجناس نازل تایلندی، پاکستانی و چینی درمی آید.

وقتی هزینه های تولید بالا می رود...

اغلب تولیدکنندگان پوشاک بچه گانه و زنانه، دلایل افزایش قیمتهای پوشاک داخلی را بالا رفتن هزینه های تولید و افزایش بهای مواد اولیه صنعت نساجی، مالیاتهای سنگین و بیمه های زیاد ذکر کرده و حمایت دولت را تنها راه نجات می دانند. غلامرضا ولی ۵۰ساله و با سابقه ۲۷ ساله ای که در صنعت پوشاک دارد، نظرش را در مورد استقبال مردم از برندهای خارجی و دوخت برچسبهای تقلبی روی پوشاک داخلی و تأثیر آن بر کاهش تولیدات پوشاک اینطور مطرح می کند:

«دوخت مارکهای تقلبی خارجی بر پوشاک داخلی غیرقانونی است، اما این کار مثل قانون کپی رایت می باشد که غیرقانونی است اما همه آن را انجام می دهند. متأسفانه این مسئله توسط برخی از تولیدهای پوشاک زیرزمینی نه تنها باعث تشویق مردم به سوی کالاهای بی کیفیت خارجی است، بلکه سبب تضعیف کار در تولیدهای بزرگ و دارای مجوز داخلی می شود و دست قاچاقچیان را هم برای ورود کالاهای ارزان و بی کیفیت باز می گذارد.»

وقتی از وی که عضو اتحادیه صنف خیاطان هم می باشد، سؤال می کنم چه عاملی باعث می شود برخی از مردم پوشاک مارک دار بی کیفیت داخل و خارج را خریداری کنند یا رغبتی به خرید پوشاک با کیفیت داخلی اما بدون مارک خارجی نداشته باشند، در توضیحاتی چنین می گوید: «در ایران قیمت تمام شده کار بدلیل گران بودن مواد اولیه، نرخ بالای دستمزد، بیمه و مالیاتهای سنگین، بالاست و به همین دلیل ۸۰ درصد تولیدی ها کارگاههای خود را تعطیل کرده و به واردات پوشاک چینی روی آورده اند و وقتی جنس براحتی از طریق گمرک وارد کشور شود و ارزان در اختیار مردم قرارگیرد، متأسفانه برخی ها به جای خرید پوشاک تولید داخل با مارکهای ایرانی، لباسهای چینی و پاکستانی را با افتخار به عنوان جنس خارجی برتن می کنند که این واقعا جای تأسف دارد.»

آقای ولی که عنوان «خرس کوچولو» را روی پوشاک بچه گانه خود انتخاب کرده و سالهاست با همین عنوان اجناس خود را به بازار عرضه می کند، در ادامه می گوید: «چنانچه از حمایت بیشتر دولت برخوردار باشیم از نظر کمی و کیفی براحتی می توانیم با برندهای معروف پوشاک بچه گانه در سراسر دنیا رقابت کنیم کاری که با افتخار قبلا آن را انجام می دادیم.»به او می گویم وقتی در این آشفته بازار پوشاکی که بعضی از تولیدکنندگان ادعا می کنند، قرار داریم چطور تولیدی شما همچنان سرپاست و به کار ادامه می دهد، در توضیحاتی تصریح می کند: «قبلا که هزینه تبلیغات زیاد گران نبود، ضمن حفظ کیفیت، پوشاکمان را از طریق همین تبلیغات به مشتریان عرضه می کردیم، اما با توجه به اینکه الان این هزینه ها خیلی زیاد است، سعی می کنیم کیفیت پوشاک را تا آنجا که ممکن است بالا برده تا رضایت مشتریان را جلب کنیم. تلاش برای ابقای این برند با دوخت خوب، مواد اولیه و پارچه با کیفیت و طراحی و رنگهای متنوع ادامه دارد، اما علی رغم این تلاشها، بدلیل استقبال مردم از اجناس ارزان صرفا مارک دار و خارجی تولیدی ما امسال تاکنون با کاهش ۲۰درصدی تولید نسبت به سال قبل مواجه بوده است.»

آقای ولی در ادامه از مسئولان برپایی نمایشگاههای فصلی می خواهد که به عنوان یک راه حل جدی در خصوص جلوگیری از افزایش فعالیت کارگاههای زیرپله ای و بدون مجوز، حداقل به تولیدی های پوشاک دارای مجوز و معتبر در این گونه نمایشگاهها، غرفه های بزرگتری دهند تا مردم با تولیدات داخلی بیشتر آشنا شده و اجناس ایرانی خریداری کنند.»

رواج مارک های تقلبی

«چنانچه کارگاههای کوچک تولیدی دست به دست هم دهند و از حالت تولید سنتی، غیرعلمی و دستی پوشاک خارج شوند، قطعا در تولید پوشاک داخلی با علامتهای تجاری معروف موفق خواهیم بود.»

محمود کامیاب یکی از تولیدکنندگان با سابقه در پوشاک زنانه و بچه گانه در گفت وگو با گزارشگر کیهان ضمن تایید صحبتهای دیگر همکاران خود در مورد دلایل کاهش تولید پوشاک ایرانی به مطلب بالا اشاره دارد و آن را راه حلی برای تقویت کارگاههای تولیدی پوشاک داخلی می داند. او در ادامه می گوید: «۹۰درصد مردم می دانند اکثر برچسبهایی که روی لباسها حک شده تقلبی و همه تولید داخل است، اما چون الان مد شده همه لباس مارک دار بپوشند، تولیدکنندگان را وادار به تقلب می کنند.» در کنار این تولیدکننده که یک واسطه و فروشنده یک فروشگاه پوشاک هم حضور دارند، وارد گفت وگوی ما می شوند و گله مندانه از ورود بی رویه پوشاک چینی و کسادی بازار تولیدات داخلی، خواستار حمایت بیشتر دولت و مسئولان از تولیدکنندگان ایرانی هستند.

آنها همچنین نظارت کم رنگ بازرسان اتحادیه پوشاک و اصناف را هم دلیل دیگر افزایش تقلب مارک و برچسب بر روی پوشاک داخلی ذکر می کنند و می گویند: «اگر روسای اتحادیه ها به صورت مرتب و دائم به وضعیت کارگاههای تولیدی رسیدگی کرده و بازرسان فعالیت کارگاههای زیرپله ای را متوقف کنند، دیگر شاهد تولید البسه ایرانی با مارک خارجی نخواهیم بود.»

اغفال مشتری ممنوع

نقش بازرسان اتحادیه ها در برقراری عدالت بین صنف خیاطان و پوشاک و جلوگیری از متخلفان برای هرگونه سوءاستفاده از برچسبهای تقلبی روی البسه تولید داخل بسیار می تواند تاثیرگذار باشد. این نظر روسای تولیدی های پوشاک بزرگ تهران و فروشندگان است آنها خواستار قوانین سخت گیرانه از سوی مسئولان اتحادیه ها هستند و می خواهند با جدیت بیشتری جلوی فعالیت کارگاههای زیرزمینی گرفته شود.از سوی دیگر دست اندرکاران و مسئولان اتحادیه های پوشاک و بازرگانان از تلاش شبانه روزی برای جلوگیری از هرگونه تخلفی در این زمینه خبر می دهند.

حسن رادمرد رئیس مرکز امور اصناف و بازرگانان ایران در گفت وگو با گزارشگر کیهان در پاسخ به این سوال که چرا بازرسان اتحادیه ها جلوی فعالیت کارگاههای زیرپله ای و چاپ و دوخت برچسبهای خارجی را روی لباس های ایرانی نمی گیرند و این امر گله و شکایت اغلب تولیدکنندگان بزرگ و معتبر داخل کشور را در پی دارد، در توضیحاتی می گوید: «اتحادیه برای ۲۷ برند و علامت تجاری اخطار داده است که چنانچه تولیدی روی پوشاک خود یکی از این ۲۷نوع علامت را بدون دریافت مجوز نمایندگی استفاده کند آن کارگاه پلمب خواهد شد.»

وی می گوید: «پوشاکی که در ایران دوخته می شود الزاما و به صورت اجباری باید مارک و برچسب آنها به صورت فارسی نوشته و علامت و دوخت ایران هم داشته باشد چون این کار مانع هرگونه تخلف و جلوگیری از اغفال مشتری می گردد.»

رئیس مرکز امور اصناف و بازرگانان می گوید: «اتحادیه های پوشاک تهران و کشوری به صورت فعال با متخلفان برخورد می کنند تا در زمینه تولید و توزیع پوشاک داخلی با برندهای خارجی و تقلبی هیچ گونه سوءاستفاده ای صورت نگیرد ضمن اینکه طبق قانون روی پوشاک تولید داخل باید ۷۰درصد مارک ایرانی و ۳۰درصد لاتین نوشته شده باشد و اگر غیر از این باشد دوخت هر نوع برچسبی غیرقانونی و تقلب است و چنانچه شاکی داشته باشد با متخلفان برخورد می کنیم.»

وقتی به او می گویم در صورت نداشتن شاکی پس متخلفان می توانند تخلف کنند، می گوید: «پوشاک از گستردگی فراوانی برخوردار است تنها در تهران ۱۲هزار واحد فروشنده داریم و عملا رسیدگی به تک تک آنها کار دشوار و کنترل آنها بسیار سخت است، اما در عین حال اتحادیه درحد توان با واحدهای صنفی متخلف برخورد می کند.»

رادمرد می گوید: «سعی بر این است در صنعت پوشاک بچه گانه و زنانه به سمت برندسازی پیش رویم، که از طریق موسسه استاندارد و کدگذاری روی کالاها جلوی هرگونه تخلفی گرفته می شود و بین مردم اعتمادسازی نسبت به پوشاک داخلی ایجاد شود.»

وقتی به رئیس اتحادیه اصناف و بازرگانان ایران می گویم تولیدکنندگان داخلی نیاز به حمایت مسئولان دارند و باید واردات پوشاک چینی کم یا قطع شود، در پاسخ می گوید: «تجارت آزاد است، نمی توان جلوی واردات را گرفت، اما باید توجه داشت که قبلا صادرات پوشاک هم داشتیم، اما آنچه در حال حاضر باید مورد دقت قرار گیرد، و در امر تجارت لحاظ شود، این است که فقط کالاهای درجه یک وارد شود و تجار و سفارش دهندگان، پوشاک درجه ۲ و ۳ ارزان وارد نکنند، چین کالای مرغوب هم دارد که حتی به امریکا و اروپا هم وارد می شود.»

امان از دست این کارگاههای زیرپله ای!

نمی دانم چرا هر زمان اسم تخلف از سوی تولیدکنندگان در هر زمینه ای به میان می آید، برخی از مسئولان سریع و با یک پاسخ از قبل تعیین شده صورت مسئله را این طور پاک می کنند: این تخلفات در کارگاههای زیرپله ای و زیرزمینی صورت می گیرد و از چشم بازرسان دور هستند، اما آیا واقعا این توجیحات بستر مناسبی را برای سوءاستفاده کنندگان فراهم نمی کند؟ و دست آنها را برای انجام هرگونه تخلفی باز نمی گذارد؟

ابوالقاسم شیرازی رئیس اتحادیه کشوری پوشاک در گفت وگو با گزارشگر کیهان در پاسخ به سوال فوق در توضیحاتی می گوید: «تولیدکنندگان پوشاک به دو صورت قانونی و دارای مجوز و غیرقانونی فعالیت می کنند، با دسته اول هیچ مشکلی نداریم، اما در مورد دسته دوم اگر اتحادیه آنها را شناسایی کند قطعا با آنها برخورد می شود، ولی چون عملا امکان شناسایی این واحدها وجود ندارد، پس باید مردم به این سمت پیش روند و این فرهنگ را بیاموزند که پوشاک داخلی را با برندهای ایرانی و باافتخار استفاده کنند.»

آقای شیرازی با اشاره به اینکه برخی از تولیدکنندگان داخلی به بهانه اینکه دولت از آنها حمایت نمی کند، کارگاهایشان رو به تعطیلی است خاطر نشان می کند: «اکثرا راحت طلب شده اند و چون واردات کالاهای چینی ارزان و پرسودتر است، ادعا می کنند دولت از آنها حمایت نمی کند.»

رئیس اتحادیه کشوری پوشاک می گوید: «۵۰درصد پوشاک در حال عرضه از طریق مبانی غیرقانونی وارد کشور می شود و از دیگر سو ۵۰ درصد پارچه های تولید داخل نیز وارداتی است.»

شیرازی با اشاره به اینکه بسترسازی فرهنگی از طریق رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب نقش مهمی در باز تعریف مجددی از کیفیت تولیدات داخل نزد مردم دارد، تصریح می کند: «برخورداری از عنوان یک نشان معروف داخلی از عوامل عمده موفقیت تولیدکنندگان است، مسئله ای که به علت مسائل مالی، تولیدکنندگان پوشاک را از داشتن آن محروم کرده و به همین علت تولیدات کیفی داخل به علت ناآشنایی مردم، چندان مورد استقبال قرار نمی گیرد.»

به آقای شیرازی می گویم واقعا برند چیست که تا این حد در امر تولید یک محصول و افزایش فروش آن می تواند موثر باشد، در توضیحاتی می گوید: در حال حاضر تبلیغات «حرف اول را در دنیای اقتصاد می زند و پوشاک هم از این قاعده مستثنی نیست، چنانچه لباس های تولید کشور مارکهای معروف و شناخته شده ای برای مردم داشته باشد، قطعا آن عده که دنبال برند هستند وقتی کیفیت کار ایرانی را ببینند و اینکه یک علامت تجاری خاصی هم داشته باشد، دیگر نیازی به رفع این احتیاج خود توسط پوشاک بی کیفیت خارجی نمی بینند.»

وقتی از او سوال می کنم چرا اتحادیه برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی به آنها کمکی نمی کند و این علامتهای تجاری را در اختیار آنها قرار نمی دهد، می گوید: «اتحادیه هر کاری جهت حمایت از تولیدکنندگان داخلی را که لازم باشد، انجام می دهد، و به تولیدکنندگان خرده پا و کوچک توصیه می کند به جای فعالیت به شیوه سنتی و دستی با شیوه های مدرن آشنا شوند و با تلفیق چند کارگاه کوچک، یک تولیدی بزرگ پوشاک راه اندازی کرده و سرمایه ها را یک جا جمع کنند و دست در دست هم یک علامت تجاری برای پوشاک خود انتخاب نمایند تا هم تولیدکننده متضرر نشود و بر مشکلاتی مثل کم بودن سرمایه، گرانی پارچه و مواد اولیه و هزینه های جانبی فائق آید و هم مردم پوشاک با کیفیت ایرانی با برند شناخته شده بپوشند.

صدیقه توانا

منبع: aftabir.com

مصاحبه و راز موفقیت محمد حسن سید شجاع، میلیاردر جوان

ساتین : سید محمد حسن سید شجاع متولد1361 در تهران ، یکی از جوانترین کارآفرینان نمونه ملی است. سیدمحمدحسن سیدشجاع در خانواده ای پرجمعیت در جنوب تهران متولد شد. پدرش تولیدکننده پوشاک بچه گانه بود و همیشه فرزندانش را به کسب روزی حلال تشویق می کرد. محمدحسن، بعد از گرفتن دیپلم، راه بازار را در […]

ساتین : سید محمد حسن سید شجاع متولد1361 در تهران ، یکی از جوانترین کارآفرینان نمونه ملی است. سیدمحمدحسن سیدشجاع در خانواده ای پرجمعیت در جنوب تهران متولد شد. پدرش تولیدکننده پوشاک بچه گانه بود و همیشه فرزندانش را به کسب روزی حلال تشویق می کرد.

محمدحسن، بعد از گرفتن دیپلم، راه بازار را در پیش گرفت و بعد از ده سال فروشندگی پارچه در بازار تهران، در سال 85 با پس اندازهایش، یک فروشگاه کوچک راه انداخت و از سال88، خود، تولید پوشاک را شروع کرد و در این کار چنان نبوغ از خود نشان داد که طی کمتر از دوسال، یکی از برندهای معتبر در بازار پوشاک را عرضه کرد و در سال91، کارافرین نمونه کشور معرفی شد.

هم اکنون 200 نفر بطور مستقیم و 200 نفر بطور غیرمستقیم از محل کسب و کار سیدشجاع، درآمد دارند.

زندگینامه کارآفرینان موفق – جوانان کارآفرین ایرانی

اریکا در سال 88 برند سال ایران شد، بالاتر از‌هاکوپیان و گراد. انتخاب‌کننده هم در وزرات بازرگانی بود. این انتخاب در همه‌ي رشته‌ها انجام شده بود و برند‌هایی چون تولی‌پرس، فرش شفقی تبریز، و چندین برند‌ معتبر دیگر هم حضور داشتند. سال 88 اولین سال این انتخاب بود و قرار است هر پنج سال یک بار هم برگزار ‌شود، بنابراین اریکا هم اکنون برند برتر عرصه‌ی پوشاک است.

در سال 89 محمدحسن سیدشجاع مدیر برتر در عرصه‌ی پوشاک شد و در همان جشنواره تندیس‌ این عنوان و تندیس جوان‌ترین مدیر کشور را از دست معاون رئیس جمهور دریافت کرد. در سال 90 اریکا در کنار گروه خودروسازی سایپا،‌ ایرانول، مس سرچشمه، عظیم‌زاده، پاکنوش و .. . . به عنوان یکی از ده شرکت برتر توسعه ملی انتخاب شد.

در همین سال، در مسابقه جهانی پوشاک که در دبی برگزار شد، ایتالیا اول شد، فرانسه دوم، اسپانیا سوم و برای اولین بار در تاریخ ایران، ایران چهارم شد و این بالاترین مقام ایران در عرصه پوشاک را،  این جوان مدیر با برندش اریکا به دست آورد. هم اکنون ترکیه‌از آنها دعوت کرده که در کنار برند‌های بزرگی چون بری‌بری، شنل و برند‌های بزرگ دیگر، حضور داشته باشند. اولین برند ایران در زمینه لباس هستند که‌ایزو 9002 گرفته‌اند و خط تولید‌شان کاملا ایزوله‌است.

این‌ها همه بخشي از موفقیت‌های محمد حسن سید شجاع است. در سال 89 به عنوان يكي از سه مشتری برتر بانک ملی از نظر گردش حساب برگزیده شد و به تائید هیات امنای بازار رضا، بهترین مغازه‌دار بازار انتخاب شده‌است. بيش از هزار نفر در مجموعه تولید و صدها نفر در مجموعه بازاریابی، فروش، حقوق و طراحی شرکت او مشغول به کار هستند و اولین برند ایران است که سبک فروش‌شان به صورت همایش است. همه‌ی اقدامات لازم برای معرفی مدل‌های مختلف تولیداتش انجام می‌دهد و تنها برندی است که‌این کار را به دقت و جدیت پیگیری می‌کند.

اینها همه فاز اول طرح‌های این جوان موفق و مدیر است. وقتی می‌پرسم آیا این که‌الان به دست آورده‌ای رویایت بود؟ می‌گوید: «نه، فعلا رویایم این است که در ده شهر مهم اروپا، اريكا به عنوان نمایندگی كشورمان حضور داشته باشد. انشاءالله‌از سال ۹۱ این کار را خواهم کرد.»

محمد حسن سید شجاع متولد سال 13۶۱ است.

·اولین رویایت چه بود؟

در پاساژي كه کار می‌کردم، بتوانم مغازه‌اي اجاره كنم.

·در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌ای؟

من در رشته رياضي تحصيل كردم اما  هرچه که یاد گرفته‌ام از بازار و در حین کار کردن بود. روزی که به بازار رفتم هنوز به مدرسه می‌رفتم، بنابراین مجبور شدم درسم را در دبیرستان شبانه مروی بخوانم تا به کارم لطمه نخورد. درسم خوب بود. وقتی در سال سوم دبیرستان بودم در المپیاد ریاضی نفر سوم کشور شده بودم.

·چه سالی بود؟

سال 68. پدرم در توليدي پوشاک کودکان مشغول به كار بود و من از شش- هفت سالگی با پدرم به محیط‌های تولیدی می‌رفتم و کار پوشاک برایم ملموس و آشنا بود. خلاصه آانکه وقتی بخاطر فشار اقتصادي قرار شد بین ادامه تحصيل دادن و کار در بازار یکی را انتخاب کنم، ‌ مردی که تاثیر مهمی‌در زندگی من داشت، گفت: بازار هم مثل دانشگاه ‌است. شما در اینجا درس زندگی را بصورت عملي یاد می‌گیرید و آنجا درس‌های تئوري را. خودت انتخاب کن و ببین می‌خواهی بروی زندگي را تئوري یاد بگیری یا زندگی رابصورت عملي. آن جمله که ‌ایشان به من گفت خط زندگی مرا عوض کرد، چون من تصمیم داشتم زندگی را عملا یاد بگیرم. بنابراین ترجيح دادم کار را ادامه بدهم. حقوق بسیار پایینی می‌گرفتم، خیلی سخت بود و اذیت می‌شدم اما شخصيت مرا ساخت.

·ایشان تولیدی داشت؟

نه. او از ترکیه جنس می‌آورد و من در آنجا با برندهای روز دنیا آشنا ‌شدم. شاگرد مغازه بودم اما این مارک‌های معروف برایم مثل اسم و فامیل دوستانم بود و همه را حفظ می‌کردم.

اتفاقا خوب بود که‌ آنجا کارگاه تولیدی نبود چون دراین صورت ذهنم بسته می‌ماند. مدل‌های مختلف لباس می‌آمد ودر آن سن بچگی همه‌ی آنها در ذهنم می‌نشست و به‌این ترتیب من با کیفیت آشنا شدم.

اولين رمز موفقيتم اين بود كه ده سال بدون آنکه جابجا شوم و از این شاخه به‌ان شاخه بپرم، پیش يك‌نفر کار کردم. مغازه دارهای دیگر می‌دیدند که من چقدر دلسوزانه کار می‌کنم، از من می‌پرسیدند چقدر حقوق می‌گیری؟ می‌گفتم صدوشصت‌هزارتومان. گاهي مي‌گفتند بیا پیش ما کار کن. به تو صدوهشتاد تا دویست‌هزارتومان حقوق می‌دهیم اما من همان‌جا ماندم.

شب‌هایی بود که من به خانه می‌آمدم، غرغر می‌کردم و می‌گفتم من دیگر سر کار نمی‌روم چون ساعت كارم واقعا زياد بود. آن موقع ساعت کار بازار تا پنج بود. پنج که تعطیل می‌شدم صاحب مغازه مرا به دنبال حساب و کتاب می‌فرستاد و به پاساژهاي مختلف تهران مثل  آ.‌اس‌.پ،میلاد نور و تیراژه . . .  بوستان و من هم مجبور بودم بروم.

درآن زمان صاحب‌كارم صد تا تک‌تومانی به من می‌داد تا مثلا به‌ا.‌اس.‌پ بروم. من می‌آمدم میدان توپخانه، بیست تومان می‌دادم کرایه‌اتوبوس و در ونک پیاده می‌شدم و سی تومان می‌دادم  و با سواری به ‌ا‌. ‌اس.‌پ می‌رفتم و سی تومان هم می‌دادم و برمی‌گشتم. وقتی به ونک می‌رسیدم پولم تمام می‌شد، بنابراین باید از ونک تا پیروزی كه محل زندگي‌ام بود، پیاده می‌رفتم.

·اولين بار كي به فكر توليد افتادي؟

یک روز که برای گرفتن حساب به پاساژ  ونک رفته بودم، دیدم مانتو‌هایی آورده‌اند که چروک است و مدل خاصی است. همان مانتو‌های لینن که سفید و صورتی آن مد شده بود. آنجا دیدم که خانم‌ها با علاقه فراوان مانتو‌ها را می‌خرند. کمربندش کنف بود و به آان مهره‌های رنگی آویزان کرده بودند و با شلوار‌های گشاد می‌پوشیدند. از آن آقایی که صاحب مغازه بود پرسیدم اینها چیست؟ ‌گفت: «این مانتو‌ها را تازه ‌از ترکیه آاورده‌ام و خیلی خوش فروشند. اشتباه کردم که کم آورده‌ام.» بازار رضا صبح‌ها ساعت 9 باز می‌شد.

من ساعت 7 آمدم و به بازار پارچه‌فروشها رفتم و پارچه‌اش را پیدا کردم و شب مجددا به‌ آن مغازه رفتم و از آن آقا یکی دوتا از آن مانتو‌ها را امانت گرفتم. گفتم برای خواهرم می‌خواهم. مانتو‌ها را به صاحب کارم نشان دادم و گفتم این مانتو فروش خوبي خواهد داشت. گفت: «نه بابا. ما تاپ و  تی‌شرت فروش هستیم». گفتم:«من دیدم این مانتو ‌فروش خوبي دارد.» گفت: نه. گفتم: «از حقوقم چقدر مانده؟» ‌گفت: «صد هزار تومان» اين پول را گرفتم و یک طاقه سفید از آن پارچه را خریدم و پنجاه هزار تومان دادم و از آن پارچه بیست مانتو و بیست شلوار دوختند. گفتم بعد از هفت، هشت سال کار کردن یک قفسه به من بدهید که خودم آن را بفروشم.

موافقت كرد و گفت: می‌د‌هم اما می‌دانم که ضرر مي‌كني. خلاصه‌ آنکه آوردم و دادم خیاط آن مانتو‌ها و شلوار را دوخت. به خیاط گفتم پولش را وقتی فروختم به شما می‌دهم. روزی که‌این مانتو و شلوار آماده شد و به مغازه آمد، ساعت 10 بود و تا ساعت یازده‌ونیم  همه 20 دست مانتو و شلوار تمام شده بود. صاحب‌کارم تا این را دید لامپ مغزش روشن شد وتصميم گرفت خودش اين مانتو‌ها را توليدكند.

·وقتی آن کار را کردی و مانتو‌ها را فروختی چرا دوباره  ادامه ندادی؟

من از نظر مالی و وضعیت خانوادگی به حقوقی که می‌گرفتم احتیاج داشتم و توان توليد نداشتم. ضمن آن مكاني هم براي عرضه نداشتم ولي ايشان بیست‌هزار‌دست از آن مانتوهارا فروخت و اساسا بعد از آن جرقه، خط فکری‌اش عوض و مانتو فروش شد ولي من هم‌چنان شاگرد مغازه بودم. البته دو سال آخر مثل سال‌ها‌ی اول کارم نبودم. به روز و شیک لباس می‌پوشیدم. یک موتور هم خریده بودم و بعد از ساعت کارم مسافر کشی می‌کردم.

·چه چيزي باعث ميشد تو از ديگران متمايز بشي؟

پشت‌كار. ساعت پنج صبح بلند می‌شدم و به چهارراه خاقانی می‌ر‌فتم و آنجا می‌ایستادم و تا هشت کار می‌کردم. کارمندان که دیرشان می‌شد و دانشجو‌ها را می‌رساندم. روزی دو، سه تا مسافر می‌بردم و تا ساعت هشت صبح هم به بازار می‌رفتم و عصر هم که تعطیل می‌شدم به مولوی می‌رفتم و آنجا هم مسافر می‌بردم. حقوق بازار را به مادرم می‌دادم و درآمد مسافرکشی را برای خودم برمی‌داشتم. با دوستان‌مان بیرون می‌رفتیم و خرج می‌کردیم.

همین‌طور یک مدت کار کردم و با آقایی آشنا شدم که گفت یک مقدار تی‌شرت را از چین آورده‌است. گفت من کاتالوگ آن را به تو می‌دهم و شما برو ویزیتوری کن. من عصر‌ها را به‌این کار اختصاص دادم. به جاها‌ی مردانه‌فروشی می‌بردم و می‌فروختم. حدود ده‌هزارتا تی‌شرت برای ایشان فروختم و پولی به دستم رسید که با آن یک خط ثابت موبایل خریدم.

بياد مي‌آورم شب عید خیاطمان کار را اتو نکرده‌بود و می‌گفت فردا نمی‌رسم بدهم و پس‌فردا می‌دهم. من به کارگاه خیاطی می‌رفتم و تا صبح اتو می‌کردم. همان جنسی را که خودم اتوکرده بودم، صبح در مغازه می‌فروختم چون نمی‌دانم چرا یک عرقی به‌این کار داشتم. درصد نمی‌گرفتم اما دوست داشتم درآمد ما بیشتر از دیگر مغازه‌ها باشد و همه مرا به عنوان یک فروشنده سطح بالا به حساب بیاورند. من علاقه دارم هر کاری که می‌کنم باید اولین نفر باشم.

من آدم خيال‌پردازي هستم و در تخيلم یک حالت رقابتی برای خودم بوجود آورده‌ بودم و می‌گفتم باید بهترین فروشنده در این پاساژ باشم و این فرض را براي خودم گذاشته بودم که یک روز به‌ اینجا می‌آیند و وقتی می‌خواهند بهترین فروشنده بازار رضا را انتخاب کنند، من آنقدر فروشنده خوبی هستم که همه می‌گویند محمد حسن شجاعی بهترین است.

بعد از ده سال که پسر صاحب مغازه در ترکیه بود، دو مغازه در طبقه پایین خالی ماند و صاحب آن، آن را با قیمت بالاتری به ما اجاره داد. مغازه‌ای که‌اجاره‌اش دویست هزار تومان بود به ما داد پانصدهزارتومان.  گفت چقدر پول داری؟‌ گفتم سه‌میلیون. موتورم و موبایلم رافروختم و  شهریه دانشگاه خواهرم را قرض گرفتم  وبا يكي از دوستانم که ‌او هم شاگرد بود شريك شدم. یک میلیون‌ونیم من جور کردم و یک میلیون و نیم او و به ‌اميد خدا با هم شروع کردیم.

او هم مانتوفروش بود و از دوستانی بود که شب جمعه‌ها با هم بیرون می‌رفتیم و رفیق صمیمی‌بودیم. وقتی مغازه را باز کردیم، مغازه سرامیک بود و درست مثل حمام بود. دوستم گفت: «محمد حسن ما اینجا چه بفروشیم؟ همه پول‌مان را دادیم پول پیش مغازه.» گفتم: «خدا بزرگ است. چقدر پول داریم؟» گفت: «پنجاه هزار تومان.» رفتیم منیریه و با آن پنجاه هزار تومان هم کاغذ دیواری خریدیم تا مغازه شکل بوتیک پیدا کند.

رفتیم مولوی گونی خریدیم، از میدان محلاتی خاک‌رس خریدیم و گل درست کردیم، ویترین‌مان را گونی کشیدیم، با پوست تزیین‌اش کردیم و خلاصه آن ویترین خیلی خوشگل شد. خزخریدیم، تنه درخت گذاشتیم. پول نداشتیم مانکن بخریم، رفتیم مانکن شکسته‌های مغازه‌ها را گرفتیم. بالاتنه یا پایین تنه‌شان شکسته بود و آن را کنار گذاشته بودند. یا بعضی جاها شلوارفروش بودند و مانکن بالاتنه ‌اضافه داشتند، آنها را آوردیم، چسب زدیم، تعمیر کردیم و گذاشتیم در ویترین مغازه‌مان.

چون من ده سال پیش یک نفر کار کرده بودم، هرجا که رفتم و نسیه خواستم، دادند. گفتم پول ندارم،‌ جنس می‌برم و هفته به هفته می‌آیم حساب می‌کنم و پول‌تان را می‌دهم. یک میلیون، دو میلیون و پنج میلیون به ما اعتبار دادند و جنس گرفتیم. بازار این‌طوری است و آنجا بیشتر آدم را به آبرو می‌شناسند.

مي‌دانيد مشكل جواناني كه در ابتداي راه هستند اين است كه سرمايه چند ميلياردي مرا مي‌بينند ولي زحمت‌هايي را كه من كشيده‌ام نمي‌بينند و خبر ندارند كه من يك كارگرزاده هستم كه تمام سرمايه‌ام در هنگام شروع كار همان موتور ويك خط موبايل بوده و البته‌ اعتبار و تجربه‌اي كه 10 سال زحمت پشت آن بوده.

·در آن ده سال که در مغازه آن آقا کار کرده بودی، درست است که برای او کار می‌کردی اما انگار این کار کردن برای خودت هم بود.

دقيقا. هرجا که رفتیم به خاطر سابقه خوبم اعتبار داشتم و خودم کار را شروع کرده‌ام و به من جنس نسیه دادند، چون عموما این استنباط را در ذهن‌شان داشتند که‌اگر قابل اعتماد نبودم صاحب مغازه ده سال در یک مغازه مرا نگه نمي‌داشت. آنها لطف کردند، به ما اعتماد کردند و به ما جنس امانی دادند و ما هم هر هفته می‌رفتیم دفتر فروش‌مان را باز می‌کردیم و فروش ما را می‌دیدند و پول‌شان را می‌دادیم.

شش ماه‌ اینطوری کارکردیم، پولی جمع کردیم، دکور شیکی زدیم و شروع کردیم به تولید. اول سه طاقه پارچه خریدیم و با این سه طاقه پارچه کار را شروع کردم. وقتی رفتم آن مغازه را زدم تمام مشتری‌های صاحب کار قبلی‌ام آمدند سراغ من. گفتند آقا مغازه‌تان عوض شده؟ کسی را غیر از من آنجا نمی‌دیدند و فکر می‌کردند من صاحب آن مغازه‌ام. لطف خدا شامل حال ما شد و با سه طاقه پارچه شروع کردیم، ‌مدل زدیم.

اول مدل‌هایی که می‌فروختند را بررسی می‌کردیم که کدام بیشتر ‌فروش مي‌رود و بعد رفتیم نظير آن مدل را می‌زدیم و دیگر از آنها نمی‌خریدیم. آنها هم فهمیدند و گفتند دیگر به تو مانتو ‌نمی‌دهیم، تومدل‌هایمان را کپی می‌کنی.  به هر حال من به آن کار نیاز داشتم و مجبور بودم خودم مدل‌هاي جديد طراحي كنم.

مدتي بعد شریکم از من جدا شد و من استقلال بيشتري درانتخاب طرح و مدل بدست آوردم و توانستم يك سال بعد یک مغازه در بازار بخرم و سال بعد بهترین مغازه پاساژ رضا را به عنوان کسی که كاسب موفق بازار اجاره كنم.

·چه سالی بود؟

سال 87.

·خودت تنها کار می‌کردی؟

بله، تنها. صبح‌ها پارچه را می‌خریدم و می‌فرستادم برای خیاطی و خودم می‌رفتم سر مغازه می‌ایستادم و ساعت 7 که تعطیل می‌شدم می‌رفتم به خیاطی سر می‌زدم تا ببینم چندتا دوخته و چکار کرده. در بازار یک مغازه بود که من همیشه چشمم دنبال آن بود. همیشه می‌گفتم خدایا چطور می‌شود این مغازه مال من باشد. آنجا دفتر و بهترین مغازه پاساژ بود.

صاحب پاساژ وقتی دید من این‌قدر خوب کار می‌کنم گفت همه برندها آن مغازه را می‌خواستند، به هیچ‌کس ندادم اما آن را به تو واگذار می‌کنم. خدا را شکر آن مغازه‌ الان چهار سال است که مال من است و به عنوان دومین مغازه‌ آن را خریدم. آن مغازه به نظرم بهترین مغازه تهران است، چون همه‌ی تهران است و بازارش، همه‌ی بازار است و پاساژ رضا، همه‌ی پاساژ رضا است و آن مغازه. بعد از آن دو مغازه دیگر خریدم و مغازه‌هایم شد چهار‌تا. آن موقع دیگر برای خودم کارخانه زده بودم.

*کی کارخانه زدی؟

سال 88 بود که به فکرم زد کارم را صنعتی کنم. طراح آوردم، در شیراز کارخانه زدم و الان هزاروصد نفر در کارخانه‌ی شیرازم کار می‌کنند. آنجا بزرگترین مجموعه تولیدی پوشاک کشور است. بعد دیدم مشتری‌ها می‌آیند تک‌تک می‌خرند و وقت مارا زياد مي‌گيرند، بنابراین تصمیم گرفتم همایش برگزار کنم. یک همایش در ساختمان جام جم برگزار کردم و افطاری دادم. تمام مشتری‌های عمده‌ام در شهرستان‌ها و تهران را دعوت کردم. آنجا برای اولین بار يكي از مجريان توامند صداوسيما را دعوت کردم که برنامه را اجرا کرد و مشتری‌های من خیلی از آن برنامه خوششان آمد و به فروش خوبي هم دست پيدا كردم.

·اسم اریکا را از کی روی تولیداتتان گذاشتید؟

مغازه ما سه ماه بدون اسم بود. یک بار توی یک گلفروشی بودم. یک خانم آمد آنجا و به گلفروش گفت چرا این گل باید در گلدان باشد؟ من وقتی آن را در باغچه می‌کارم خشک می‌شود. گلفروش گفت: این گل یک گل حساس است و فقط باید در گلدان باشد. اگر جلوی نور نباشد خشک می‌شود. این گل ‌ناز دارد. گفتم آقا اسم این گل چیست؟ گفت: اریکا. دلم گفت چه‌اسم جذاب و قشنگی است. تک هم هست.

برایم مهم بود که‌اسمی‌‌ را انتخاب کنم که در ایران تک باشد. در دوران شاگردی همه‌ی مغازه‌ها و اسم‌هایشان را هم دیده بودم و همه جای تهران را وجب به وجب بلد بودم و می‌دانستم این اسم در هیچ جا نیست. تا آن آقا گفت اریکا تصمیم گرفتم و فردا اسم مغازه‌ام را اریکا گذاشتم. گفتم با برچسب شبرنگ این اسم را در آوردند. براي خاص‌تر شدن  Iاریکا را کوچک کردم و نقطه پرچم ژاپن را روی آن گذاشتم. چون ژاپن براي من سمبل سخت‌كوشي، استقلال و اعتماد به خود بود.

·نکته دیگر اینکه ‌این اسم به نظر بین‌المللی می‌آید؟

بله، در حالی که یک کلمه‌ی کاملا ایرانی به معنی “با شکوه و با وقار”است و اسم یک گل هم هست كه در ساير نقاط جهان هم  به همين نام است و البته شركت‌هاي بسياري هم در جهان به‌اين نام وجود دارند. از اول دلم نمی‌خواست زارا یا منگو باشم و همیشه می‌خواستم خودم باشم بنابراین وقتی مانتو تولید می‌کردم با عشق روی آن مي نوشتم اریکا كه خداروشكر کم‌کم جا افتاد. خیلی مشتری داشتیم و برند را شناختند. محیط بازار یک محیط پرتردد بود و این به نفع ما بود كه  هم از تهران و هم شهرستان‌ها ما را می‌شناختند .

·لازم نبود این اسم را ثبت کنید؟

تا سال 88 ثبت نکرده بودیم وحتی پنج مغازه در تهران اسم‌شان را گذاشته بودند اریکا. جنس بی‌کیفیت تولید می‌کردند و به‌اسم اریکا می‌فروختند و این داشت اسم برند ما را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. اين باعث شد كه‌ اريكا را ثبت كرديم. البته براي ثبت اين نام هم وكيل شركت یک‌سال ‌رفت‌و‌آمد مي‌كرد تا ثابت کند این اسم فارسی است.

در نهايت حالا توانستيم از اين نام دفاع كنيم وتوليدي‌هايي كه‌اريكاهاي جعلي را توليد مي‌كردند طبق قانون كپي‌رايت به پاي ميز قانون بكشيم و طبق دستور قضايي علاوه بر اينكه تابلوهایشان  پایین كشيده مي‌شود، اقلام بی‌کیفیت‌شان هم توقیف و منهدم مي‌شود از 6 ماه تا 3 سال حبس نيز در انتظارشان است .

·اين يعني موفقيت‌هاي بيشتر؟

بله. امنيت در توليد باعث شد سال88 برند ملی شدیم و حالا در سال 90، در طی پنج سال به‌افتخارات بسياري رسیده‌ایم. اين تنديس‌هايي كه در اين قفسه مي‌بينيد يادگار اين افتخارات است.

·مشخصات و ویژگی‌های کار شما چیست؟

مانتوي اريكا از لحاظ کیفیت کاملا با کالاي خارجی رقابت مي‌كند اما از لحاظ قیمت رقيب  مانتوهای داخلي استو اين افتخار ماست كه تنها توليدكننده پوشاك ايراني هستيم كه موفق به كسب ايزو 9002 شده‌ايم.

·چطور كسي نمي‌تواند با شما رقابت كند؟

دليل رسيدن به‌اين مهم در جزء‌جزء سيستم اريكا نهفته ‌است. از خريد پارچه گرفته تا عرضه به مشتري. مثلا توليدي‌هاي مانتو در ايران پارچه خود را از پارچه‌فروشان بازار مي‌خرند كه در واقع واسطه‌اي هستند بين توليدكنندگان پارچه و توليدكنندگان مانتو در حاليكه ‌اريكا بخاطر تيراژ بالا مستقيما به توليدكننده پارچه در خارج سفارش مي‌دهد و طبيعتا نصف قيمت ديگران پارچه بدست ما مي‌رسد و همين مساله توان رقابت را در قيمت از رقباي ما مي‌گيرد.

·چگونه به‌اهداف خود مي‌رسيد؟

من یک عادت دارم که وقتي كاري را شروع مي‌كنم تا تمام نكنم آرام نمي‌گيرم و همانطور كه مي‌بينيد كه در دفترم يك وايت‌برد دارم كه ‌الان پشت سر شما قرار دارد و من اهدافم را روي آن مي‌نويسم كه هدفم همواره جلوي چشمم باشد تا لحظه‌اي از آن غافل نشوم.

·اين عدد “50 هزارتومان”روي وايت برد چيست؟

می‌خواهیم برای فصل بهار، صد و پنجاه هزار مانتو را در طول هفتاد روز تولید کنیم.

عظمت این كار را فقط یک تولیدکننده می‌تواند درك كند. من این صدوپنجاه‌هزار را تقسیم بر هفتاد روز، تقسیم بر قیمت، تقسیم بر پارچه کردم و همه را حساب کردم و پیش خودم حساب کردم در این هفتاد روز، اگر یک دقیقه بیکار باشم، پنجاه هزار تومان ضرر می‌کنم. اگر یک ساعت یک کار بی‌خود انجام بدهم، سه میلیون تومان ضرر می‌کنم. بعد رفتم زیر ساخت لازم را برای تولید این صد و پنجاه  هزار مانتو ایجاد کردم.  مطمئنا تا روز موعود به هدفم مي‌رسم.

الان می‌گویم در نیمه دوم سال 91 باید در رم، بارسلون، استانبول، دبی، مالزی، سنگاپور و فرانکفورت که سی و پنج هزار خانم ایرانی در آن زندگی می‌کنند باید شعبه داشته باشم. بحث مالی آن هم مهم نیست. مهم این است که هموطنان من در اين كشورها با افتخار تابلوی اریکا را به ديگران نشان بدهند. برایم مهم است که کاری را که می‌خواهم انجام بدهم، حتی با زحمت و شب نخوابیدن انجام بدهم. ساعت کاری من شش صبح است تا یازده شب. یازده می‌روم خانه، دوازده می‌خوابم و دوباره شش صبح در دفتر هستم.

·از كودكي مديريت را در خودم پرورش دادم

ما بچه جنوب شهر هستیم. همیشه تابستان‌ها مسابقات فوتبال را بین کوچه خودمان، کوچه روبه‌رویی و کوچه بالایی برگزار می‌کردیم. همه تيم‌ها جايزه‌اي به تیم برنده می‌دادیم. در این مسابقات من همیشه در تیم اجرایی بودم. از بچگی این حس در من وجود داشت که یک مجموعه را رهبری کنم که با هم رقابت کنند. يادم هست پسر بچه‌هایی که پنج شش سال از من بزرگ‌تر بودند از من می‌پرسیدند چکار کنند و بازی کی برگزار می‌شود و مرا به عنوان رئیس فدراسیون خودشان می‌شناختند. همیشه‌این حس مدیریت در من وجود داشت. هر وقت درس خواندم مبصر کلاس بودم.

·ماديات برایم مهم نیست

همواره به خودم مي‌گويم كه من يك كارگرزاده هستم، حتي اگر ميلياردر باشم و اين باعث شده با كمترين هزينه زندگي كنم. در عين حال بسيار آرمان‌گرا هستم. مثلا اگر به من بگویند همه ‌ایران تو را به عنوان بهترین تولید کننده مانتو بپذيرند و در عوض حقوقت ماهی پانصدهزارتومان باشد، قبول می‌کنم. ثروت برایم مهم نیست. وقتی این تندیس‌ها را می‌گیرم خستگی یک سال کار از تنم بیرون می‌رود. من عاشق كارم هستم  و با دل و روحم سعی می‌کنم مشتریان من راضی باشند.

·می‌خواهم اریکا را جهانی کنم

دوست دارم اریکا یک مارک جهانی باشد. اريكا برایم همه چیز است. من جوانی‌ و عمرم را گذاشته‌ام روی این برند و دوست دارم جهانی‌اش کنم. خیلی برایم مهم است که فردا یک نام نيك از من به یادگاری بماند. اميدوارم اريكا در تمام كشورهاي جهان شعبه داشته باشد.

·شعار اريكا

همواره‌اعتقاد داشتم كه ملت ايران با داشتن غناي فرهنگي شايسته ‌احترام است و به همين خاطر اريكا را نشان  احترام به مشتري مي‌دانم و همين را شعار اريكا كرده‌ام. به طور اكيد به  تمام فروشنده‌هاي يكصد شعبه‌اريكا در سراسر ايران توصيه كرده‌ام كه مشتري‌مداري را سر لوحه كار خود قرار دهند و شخصا به نظرات مصرف‌كنندگان محترم در خصوص جزء‌جزء كار از كيفيت دوخت و نوع پارچه گرفته تا نحوه برخورد فروشندگان با مشتري رسيدگي مي‌كنم. در اين خصوص از طريق ايميلم erikawomen@yahoo.com همواره آماده دريافت پيشنهادات و انتقادات تمام هموطنان عزيزم هستم.

مطالب مرتبط :

منبع: saten.ir

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :